14 ماهگی و جشن تولدت
عشق مامانی سلام قرار شد که 8 مهر تولد خانمی رو بگیریم با 2 ماه تاخیر اول به خاطر ماه رمضون و بعدم مامان بزرگ که رفته شهرستان و هنوزم نیومده . تولدت سه روز بعد از 14 ماهگیت شد.ولی یه تولد خوب و خوشگل مبارکت باشه مامانی
چند روز مونده به تولد مامانی شروع کرد به رسیدگی به کارای تولد اول پارچه خردیم و یه دامن توتو خیلی خوشگل صورتی برات دوختم با یه تاپ صورتی ساتن قشنگ بعدم که 2 بار برای خرید لوازم تزیینی رفتم بازار و چند تا قنادی سر زدم تصمیم گرفتم که بیشتر از هرچی بادکنک برات بگیرم رنگ قالب تولد خانم گلی شد صورتی یه جشن صورتی , بنفش کیتی برات گرفتم خیلی خوب شد. همه چی همون طور که دلم میخواست شد.
کارت دعوتتم خودم طراحی کردم و با یه شعر خوشگل که توش نوشتیم مهمونای دختری رو دعوت کردیم متن تو کارتت این بود
بابا میگه بزرگ شدی از کوچیکی تو رد شدی مامان میگه فدات شم قربون اون چشات شم
یه سال گذشت اومدی برای ما همدمی میخوای که یک ساله شی عاقل و بالنده شی
میخوایم یه جشن بگیریم هم رو بیشتر ببینیم هر کی که خواستی جونم دعوت کن مهربونم
منم میگم (اسم مهمان) مامان جون و باباجون شما دو تامهربون که هستید عزیزتر از جون
تو جشنم شرکت کنید محفلمون و شاد کنید
روی کارتتم یه عکس خوشگل از خودت گذاشتم. اولای مهمونی دختر خیلی خوش اخلاقی نبودی ولی از وسطاش یک کمی بهتر شدی موقع کیک خیلی خوب بودی ولی خوب از بغل مامانی پایین نمی اومدی منم شده بودم صندلی خانمی و بک گراند همه عکسات کلاه و تاج و این چیزارو هم که نمی ذاشتی رو سرت بزاریم تو عکسات معلوم که چی کارا کردی شام خوردنت هم بدون لباس با شورت سفید و جوراب سفید خیلی خوشگل بود همه وقتی این شکلی دیدنت کلی قربون صدقت میرفتن خاله بیتا و خاله فریده هم که کل کل عروس من رو داشتن و کلی باهم شوخی کردن هم که برات سنگ تموم گذاشتن همه با هدیه های خوشگل و لطفی که کردن مهمونیت و گرمتر کردن چند تا غذای خیلی خوشمزه چند نوع دسر و بقیه وسایل پذیرایی یه مهمونی که همه مهمونات پسندیدند و برات آرزوهای خوب خوب کردند البته اینا همه به لطف بابا حمیدی که خیلی برات زحمت کشید و خاله مریم و خاله فاطی و سارا و سعید زندایی ها و دایی محمد و دایی علیرضا ,عمو مهرداد و مینا و کمکهای مامان جون و بابا جون که حسابی زندگیشون و بهم ریختیم و بقیه افراد خونواده شکل گرفت که همشون به من و تو خیلی لطف دارن وتو عزیو خیلی دوست دارن من از طرف تو برای همشون فردا ی مهمونی مسیج تشکر زدم و قول دادم که جبران کنیم دختر کم میشه مهربونیاشون و به خاطر داشته باش .

کادوهای خوشگلی که گرفتی اینا بودند
باباجون و مامان جون با منو باباحمیدی یه ماشین شارژی خوشگل , مامان بزرگ هم که تولد شهرستان بود 200 هزار تومان پول داد خاله مریم یه عروسک گنده خیلی خوشگل , خاله فاطی یه سویشرت و شلوار خیلی شیک سرخابی , دایی محمد رضا یه ست کامل شامل لباسشویی اتو و میز اتو خیلی خوشگل , دایی علیرضا یه عروسک تویی تی کله گنده بامزه که خودشم خیلی گنده بود , عمو مجید 20 تومان پول و یه بلوز که طرح کیتی بود و خیلی ناز بود , عمو مهرداد و خاله مینا یه سرهمی جین که جلوش یه قرباغه خیلی خوشگل داشت , مهدی یه صندلی بادی طرح خرس زرد خیلی باحال , سارا یه بلوز سفید خیلی قشنگ, سعید یه لاکپشت که خیلی هم دوستش داری با اون آوازی که میخونه و دور میزنه و راه میره , خاله بیتا 100 هزار تومان پول با یه گل رز تزئین شده , زندایی مراد یه لباس دخترونه سرخابی با بلوز سفید قشنگ , زندایی علی 30 تومان پول , زندایی قاسم یه عروسک طرح نی نی (دایی قاسم هم گفت برای هدیه یه عکس قشنگ بهش بدیم تا تو مجله چاپ کنه) , زندایی ممد یه استخر بادی بزرگ و باحال دیگه یه خرس خوشگل مستانه , یه ست باربی خانواده عسل , یه پیشی مرضیه , یه دسته گل و پول شهناز خانم , بازم پول مریم خانم همسایه , یه لباس خیلی خیلی ناناز خواهر زندایی فاطمه و نازنین و فرزاد جون یه عروسک خوشگل که همه کاری برات میکنه .............
تو یه کاغذ که برات طراحی کرده بودم هم هر کدوم از مهمونا که دعوت بودندیه مطلب برات نوشتن که یادگاری برات نگه دارم . آرمیتای مامان الهی که هزار سال عمر با عزت داشته باشی و همیشه مهربون و خانم باشی و پیش همه همینقدر عزیز دخترکم خیلی دوست دارم تو مهربون خانومی با یه ماچ گنده و آبدار که تو مهونی به مامانی دادی

همه خستگیهام و از تنم در کردی تولدت خیلی خیلی مبارک همیشه خوب و خوش خرم باشی مهربونم خیلی زیاد دوستت دارم...............



14 ماهگی و جشن تولدت 
