فدای همه شیرینکاریات
صد هزار بار دورت بگردم مامانی به فدات
میخوام یه کم از کارای جدیدت برات بنویسم آخه جدیدا کلی ادا و اصول جدید برای خودت داری که همه رو بیشتر از همیشه شیفته تو کرده مخصوصا مامانی رو آخه نمیدونی خوشگلکم چه حالی میکنم با این کارات و حرف زدنات اولا که خیلی خانم و حرف گوش کنی هر چی رو که میخوای برداری اول نگاه میکنی یه حالتی که اجازه بگیری اگر بگیم دست نزن بیشتر موقعها این کارو میکنی بعضی موقع ها هم که حس کنجکاویت باعث میشه که با یه خنده و موش کردن به اصطلاح مارو خام کنی و کارخودت و انجام بدی. سعید و دایی رو که یکسره صدا میزنی دعید دعید دایی دایی تلفن و برمیداری و هی به مامان جون و دایی و سعید زنگ میزنی ساعتهای برگشتن بابا به خونه دیگه جات پشت در و میری هی میگی بابا یا حمی بعضی وقتها هم فقط حم (همون حمید) چند روزیه که بلند بلند میخونی دیا لیا نمیدونم یه چیزی تو این مایه ها خیلی بامزه دیا دیا دیا وای میخوام بخورمت بس که خوشمزه ای جیگر مامانی هزار بار بوسسسسسسسسسسسس
بابا جون که همش قربونت میره میگه همین که بچم نق نقو نیست قد همه دنیا می ارزه تا صدات میکنه میری و پیشش دراز میکشی و نازت میکنه جدیدا خودتم عروسکات و ناز میکنی و هی میگی ناز ناز خلاصه انقدر تعداد شیرینکاریات زیاد شده که نمی دونم از کدومشون بگم تا عدد 10 رو برات میشمرم و تو هم با هیجان میشینی و به دستام نگاه میکنی و بعضی هاش رو با من تکرار میکنی چهار و خیلی دوست داری و میگی دار عددد10 رو هم با هیجان و بلند میگی . ازت میپرسم چشمات کو سریع اون دو تا چشم خوشگلت و میبندی و فشار میدی یا اینکه روشون دست میزاری لپاتم زود نشون میدی ولی هنوز خیلی به گوش و لبها و ابروها توجه نمی کنی. هر چی که میزارم بخوری دهن من یا بابا میکنی و به ما میگی هم هم یعنی تو ما رو گول میزنی که بخوریم به فیلم و عکسهای تولدت خیلی ذوق میکنی پاستیل و ژله خوردن و خیلی دوست داری البته کلی هم به خودت و این ور انور میمالی و همه چیز و چسبناک میکنی ...... مامانی خیلی دوست دارم دوست دارم یه عالمه


فدای همه شیرینکاریات 

