هدیه یک مروارید خوشگل به مامان برای تولدش
![]() |
امسال اولین تولدم بود که آرمیتا خانم فرشته کوچولوی زندگیم همراهم بود و این بهترین هدیه که در تمام عمرم گرفته بودم .البته یه هدیه خوشگل دیگه هم به دخترم روز تولدم بهم داد که از همه هدیه هام قشنگتر بود شب تولد مامانی تا صبح نخوابیدی و از2 روز قبلش هم تب داشتی با خاله مریم بردیمت دکتر و یه سری دارو داد و یه سری هم سفارشات . صبح روز پنجشنبه که بیدار شدی بعداز یک شب سخت که با همدیگه داشتیم من که دیگه توان حرکت و حتی نای حرف زدن هم نداشتم با این جمله بابا حمیدی که تو بغلش بودی و داشت راهت میبرد انگار که جون دوباره گرفتم آخه بابایی گفت که محبوب آرمیتا یه دندون جدید درآورده الهی که دورت بگردم اون همه بیقراری و درد و تب مال این مروارید کوچولوی قشنگ بود که سمت راست بالا یه کوچولو بیرون اومده

چقدر سخت بود این دندون حدود سه شب پوست من و دختر کوچولومو کند تا خودش و نشون داد از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف هم برای دردایی که کشیدی انقدر غصه دار بودم که یه نیم ساعتی گریه کردم بابایی میگفت حالا که دیگه دراومده چرا گریه میکنی میگفتم آخه دخترم خیلی درد کشیده . تولد دندونی دختریمم مبارک
اینم از تولد مامانی امسال که اولش با یه هدیه کوچولوی خوشگل سفید از طرف آرمیتا خانم به مامانش شروع شد و تا شب با تلفنها و sms و بعدم چند تا کادو خوشگل از طرف خانواده و بابایی ادامه پیدا کرد و خدا رو شکر تولد خوبی بود چون که تو کوچولوی من کنارم بودی دوست دارم مامان جان قد همه دنیا
|
|



هدیه یک مروارید خوشگل به مامان برای تولدش 
