تولد عسلی به ماه قمری
روز 25 تیر ماه برابر با 4 شعبان و تولد حضرت ابوالفضل العباس مصادف با تولد قمری دختری من شد .روز قبلش تولد ابا عبداله و روز بعدش تولد امام سجاد خوش به حالت مامانی که تو بهترین روزهای خدا بدنیا اومدی قدر خودت و بدون.
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است
قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
شب به کاخ مرتضى ماهى پدیدار آمده
ماهى که پیش نور وى خورشید و مه تار آمده
ماهى که بر حسن صدها خریدار آمده
اى طالب دیدار مه هنگام دیدار آمده
فلاکیانش سر به سر حیران رخسار آمده
اکو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده
چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد
چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد
چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم
چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد
آرمیتا جان مامانی یادت هست که تو بیمه قمر بنی هاشمی و آقا همیشه پشتیبانت پارسال مثل هچین روزی متولد شدی و قلب ما رو هم با تولدت و هم با انتخاب این روز قشنگ و عالی آکنده از عشق و شور کردی مامانی فدات شه که دختریش انقدر عزیز تصمیم گرفتم که اگه بشه تولدت و بعد از ماه رمضان بگیرم آخه امثال هوا خیلی گرم و میخوام که یه کمی بهتر شه روز جمعه خونه خاله مریم ناهار بودیم بعداز ظهر با بابایی رفتیم و یه کیک خوشگل برات خریدیم و یه تولد کوچولو به مناسبت تولد قمریت برات گرفتیم یه شمع گل برات خریدم که موزیکال بود شیطونک مامان کلی بهش ذوق کردی و باهاش بازی کردی تمام گلبرگاش و دونه دونه کندی و به آهنگش هم با دقت گوش میدادی الهییییییییییییییییییییییییییییییییییی که صد سال سلامت باشی و سرزنده دور همی کلی خوش گذرونیدیم خانمی کوچولوی منم که یادگرفته راه بره همه رو با اون تاتی تاتی کردنش گذاشته سرکار زندایی من با خاله فریده و حمید و زنش از مسجد اومدن یه سر به مامان جون بزنند حمیدو محبوبه اولین بارشون بود که میدیدنت و کلی حرف راجع به تو اخلاقات و این حرفها بود تو هم که خودت و چسبونده بودی به خاله فریده آخه خیلی دوست داره (یکی از مادر شوهرهای آینده است )


تولد عسلی به ماه قمری
