آرمیتاآرمیتا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

آرمیتا دختراهورامزدا

آرمی کوچولو مریض شده

1389/3/8 12:54
نویسنده : محبوب
166 بازدید
اشتراک گذاری

قربونت برم مامان جان تب کردنت و نبینم الان 2 روزه که تب داری و هر کاری که از دستم بر میومد برات کردم

 

 

البته یه کمی تبت پایین اومده ولی خوب نشدی خیلی غصه دارم هر دعایی که بلد بودم و سوره نور رو صبح جمعه برات خوندم خاله هات و مامان  جونم همینطور هممون اعصابمون داغون تا تو بهتر نشی همینطوری هستیم الهی به فدات با اون چشمهای بی حالت که خیلی مظلوم شده داروهات و که  میخوری یه کم که بهتر میشی شروع میکنی به بازی کردن مخصوصا که میشینی و با خوشحالی دست میزنی پنجشنبه عصر حاضرت میکردم که بریم دکتر دوباره حالت بهم خورد و همه لباسهای من و خودت رو باید عوض میکردم منم که دست راستم شدید درد میکنه و دکتر گفته که نباید حرکتش بدم زنگ زدم خاله فاطی اومد و رفتیم دکتر شبم دایی قاسم و زندایی و فریده و سعید دایی اومده بودند که بیان دیدن من که ما خونه نبودیم برای همین رفتن خونه مامان جون و ما هم از دکتر رفتیم اونجا خیلی شلوغ پلوغ شده بود آخه از روز قبل هم با مامان جون قرار گذاشته بودیم که برات تولد 10 ماهگیت و بگیریم اون موقع هنوزمریض نبودی خاله ها  و دایی ها و عمو هم بودند مامان جون کلی غذا درست کرده بود ولی یه جورایی به خاطر مریضی تو همه چی اون جور که من دلم میخواست نشد همه هم نگران وضع تو و من بودن خلاصه که  چه شبی بود برای خودش تا 3 صبح اونجا بودیم و از تو مراقبت میکردند و همه هم دور هم بودند الان هم که من اومدم اداره مامان جون پیشت صبح بهتر بودی خدا کنه هر چی زودتر خوب بشی و جوجو ها تب کنن نه دختر گلم من الهی فدای جیگرم بشم زود زود خوب شو باشه خوشگلم دوست دارم قد همه دنیا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)