آرمیتاآرمیتا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

آرمیتا دختراهورامزدا

دندونی 13 و 14

1389/9/29 12:06
نویسنده : محبوب
148 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامانی چقدر شیرین شدی هر روز که میگذره شیرین و خواستنی تر میشی نمی دونم از کدوم کارت و حرف جدیدت برات بنویسم چونکه تند تند داری همه چی رو یاد میگیری دیروز که از اداره بهت زنگ زدم و باهات حرف زدم واسه اولین بار انقدر کامل و خوب با مامانی حرف زدی من که دلم ضعف کرده بود تواداره از بس که قشنگ حرف زدی اول که مامان جون گوشی رو بهت داد من که گفتم سلام دخترم گفتی مامانی سیام بعدم من هر چی میپرسیدم تو همون و خیلی قشنگ و واضح تکرار میکردی و یه ماچ گنده هم برام فرستادی وای داشتم اینور غش میکردم چقدر دوست دارم اندازه نداره فقط خدا میدونه تو برام از همه شیرینهای دنیا شیرین تری

امسال محرم روز تاسوعا  لباس مشکی پوشیدی و یه روسری مشکی خوشگل هم سرت کردم و رفتیم برای نذری که خونه مامان جون بود نمی دونی برات چیکار که نکردن این خاله هات و دایی و زندایی هات بابا جون کلی عکس گرفت ازت و هی قربون صدقت رفت و خلاصه کلی تحویلت گرفتن قربون اون عزاداریت برم هر شب با مامان پشت پنجره وامیستیم و دسته می بینیم بعد تو میزنی به سینت(شکمت البته) و با  اون لحن قشنگت حسین حسین میگی اگه مامان با یه روضه تو تلویزیون گریه کنه زود میای و ماچم میکنی و میگی نازی الهی قربون اون مهربونی و دل نازکیت برم خوشگلکم

دیشت تا ساعتهای 3و 4 صبح بیقراری میکردی دو روز پیش هم تب داشتی صبح که پاشدم دیدم دو تا دندونهای نیشت با هم بیرون اومدن و دالی میکنن یکیش یه کمش و اون یکی تقریبا کامل خدا رو شکر که این دو تا هم به خیر گذشت و خیالمون و راحت کرد.مبارکت باشه مامانی  همیشه سلامت و تندرست باشی دوستت داریم هم من هم بابایی تو تمام انگیزه زندگی مایی پس خیلی مواظب خودت باش

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)