فندق مامان وارد 16 ماهگی شد
سلام به روی ماه دختر گلم فدات شم هزار تا...١۵ ماه از روزهای قشنگ و شیرین زندگیت و سپری کردی و حالا 16 ماهه شدی تولدت مبارک
![]() |
دورت بگردم بعد از یه سالگیت انگاری داری تند تند بزرگ میشی و هر روز که میگذره یه کار جدید یه حرف جدید یاد میگیری انقدر مشغول این شیرینات شدم که کمتر وقت میکنم بیام و برات بنویسم یه خانم کوچولو کنجکاو که به همه چی کار داره و سر از همه چی باید در بیاری خیلی قشنگ بیشتر حرفها رو درست ادا میکنی و منظورت و از هر کاری میرسونی خیلی چیزها رو یادگرفتی که بعضی هاش و برات مینوسم شعر ببیی میگه بع بع رو مامانی یا هر کس دیگه ای ازت میپرسه سریع جواب میدی قربون اون بع بع گفتن آروم و با نازت برم بعدم که دمبه داری یواش میگی نه نه
پیشی میگه میو میو خیلی یواش میگی انگار میدونی که پیشی کوچولو تر و ملوستر اونوقت میگیم گریه میگه با صدای بلند مو مو
آخه کوچولوی من فدات شم که انقدر باهوشی تو از کجا فرق پیشی و گربه رو میدونی
هاپو میگه هاپ (بعضی وقتها هم برای اینکه صدای مامانی رو دربیاری همه حیوونار و میگی هاپ این یکی خیلی بهت چسبیده)
کلاغ میگه آرآر
شیر که میخوای با یه لحن قشنگ و التماس آمیز که من براش میمیرم میگی شیر شیر
به مهرنوش میگی میمیش
بهت میگم زنگ بزن دایی و خاله وعمو بیان خونمون اونوقت موبایلت و برمیداری خیلی جدی شروع میکنی یکی یکی شون و صدا میکنی دورت بگردم که انقدر مهمون دوست داری وقتی که دورت شلوغ کلی خوشحالی میکنی همه رو هم دوست داری اونام که همگی برات میمیرند بس که دوست دارند.
یه مدتی یاد گرفتی هر چیزی که دستت بیاد و بتونی رو از بالای یقه مثلا تو لباست قایم میکنی . وقتی بهونه یه چیزی رو میگیری و الکی گریه و زاری راه میندازی تا مامانی یه شکلک برات در میاره ریسه میری و میخندی انگار نه انگار که داشتی گریه و غرغر میکردی. شیرین عسلکم هر چی بخورمت سیر نمی شم با اون همه اداو اصول ومهربونیات
چند شب پیش بابا حمید و پیش پیش لالا میکردی که بری سر کیفش و بهم بریزی
وقتی از سرکار میاد اگه دست پر باشیم یه به بهی راه میندازی که آدم دلش میخواد قورتت بده
حالا دیگه یه کارتون نگاه کن قهار شدی مدام هم از ما و بابا جون آتون میخوای همه کانالهایی که کارتون دارن رو پشت سر هم چیدیم و مدام داریم کارتون نگاه میکنیم از دست تو فسقلی
تازه هم یاد گرفتی که یه چیزی بهت بدن بگی میسی (مرسی)
مامانی وقتی که دو تایی تو خونه ایم یادت دادم که صدات میزنم بگی بله اونوقت میری تو اتاق قایم میشی من هی صدا میزنم آرمیتا تو هیچی جوابم و نمی دی وقتی میام بالا سرت و پیدات میکنم زود مگی به (بله) یعنی اینکه جواب منو دادی ای شیطون بلای مامان فدای همه شیطونیات بشم من


فندق مامان وارد 16 ماهگی شد 
