مامانی فدای همه شیرین زبونیات
سلام گل خوشبوی باغ زندگی خوبی مامانی خیلی حرفها دارم که باهات بزنم نزدیک یک ماه که نتونستم برات بنویسم هر شب که یه کار جدید کردی و یه حرف جدید زدی مامانی خواست که برات بنویس ولی خوب نشد که نشد چون تو ماه گذشته خیلی گرفتار بودم اولا که مامانی بعد از ١۴ سال مجبور شد که محل کارش رو عوض کنه البته تو دانشگاه تهران ولی یه واحد دیگه الان هم که تو محل کار جدیدم هستم هنوز سیستم ندارم که با خیال راحت بتونم برات بنویسم تو این مدت برای جابه جا شدن خیلی بهم سخت گذشت خیلی سعی کردم که تو و بابایی اذیت نشید ولی خوب نشد یه کمی حالمون گرفته بود چون من خیلی خوب نبودم خلاصه که فعلا گذشته مامانی مدتی که بهتر و میخواد یه کم از کارای قشنگ و شیرینت که همیشه به من روحیه میده بنویسه
.gif)
خیلی وقت که همه حرفها رو کامل میزنی و هر روز یک کلمه جدید و قشنگ رو با اون لحن شیرینت میگی چقدر میچسبه به آدم این حرف زدنات و شیطنهای شیرینت
چند وقتی که حسابی تاب و سرسره باز شدی تا مامانی میگه بریم پارک زود میگی تابی سرسری - تقریبا هر جمعه یا پنجشنبه هم حتما میریم شهر بازی و تو خانمی با اون وسائلی که مناسب سنت و البته تعدادشون زیاد نیست حسابی بازی میکنی و خوش میگذرونی بعدم که کلی تو پارک میدویی خیلی باحال به مردم نگاه میکنی و همه چی که برات تازگی داره رو با کنجاوی دنبال میکنی
.gif)
سه روز پیش تولد بابا حمیدی بود منم یه کیک خریدم و با کمی قاقا لی لی و این چیزها که اوصلا شما خیلی دوست داری و مامانی هم چون برای سلامتیت خوب نیست سعی میکنه که برات نخره و در دسترست قرار نده یه شام خوشمزه هم پختیم و تو تولد سه نفرمون خانمی کلی برامون رقصیدی
که در اصل شامل کمی چرخیدن و یه تکونی به دستها میشه و کیک رو هم شما قند عسلی برای ما بریدی و تو بشقابها گذاشتی با چه وضعی خدا میدونه ازت هم که میپرسیدیم تولد کیه سریع میگفتی آرمیتاست قربون فرشته کوچولو برم

عسل مامانی کیه بلند و خیلی شیرین با یه کشش و ناز میگی آرمیتاست جیگر مامان کیه و دختر مامان کیه و خلاصه هر چیزی دیگه کم نمیاری همون لحن و همون قشنگی تو گفتن آرمیتاست الهی که مامانی فدای اون آرمیتا بشه که همه زندگی من و باباش خیلی شیرینی عسلی من
برنامه های تلویزیون و خیلی بامزه با مامانی دنبال میکنی بفرمائید شام سریال ستایش و سریال تاریخی مختار نامه هم خودش رو دوست داری هم آهنگ لالای علی اصغر که آخرش پخش میشه رو خیلی دوست داری
کوچولوی عزیز من ٢٠ماهگی رو هم پشت سرگذاشتی با همه بزرگتر شدنای قشنگت خانم شدی خدا میدونه که چقدر دوست دارم خانمی من
جدیدا اصلا دلت نمیخواد که پوشک بشی بیشتر موقع هم که تو خونه خودمون هستیم بازی و خیلی وقتها هم خودت اون ماشین خوشگلت که توالت خانمی هست رو میاری و میشنی روش و میگی جیش ولی خوب هنوز خبری نیست از اینکه اون تو کاری رو انجام بدی به هر حال چون که مامان جون سختش بخواد پا به پای تو باید و بره دستشویی واینکه نمیخوایم خونش رو کثیف کنیم خیلی سخت نمی گیریم برای زود از پوشک گرفتن منتظرم که به مرور زمان یاد بگیری و زحمت آموزش و کارای دیگش هم با خودم باشه گاهی اوقات هم عروسکات رو میزاری روی ماشینی و میگی جیش خیلی باحالی تو داری به اونها آموزش میدی
مامانی خیلی دوست دارم مواظب خودت باش تو عزیزترینی و همه امید زندگی من همیشه سلامت باش بوسسسسسسسسس


مامانی فدای همه شیرین زبونیات
